Info@drnamazi.com

09126407020

چگونه مودبانه صحبت کنیم؟
    
تعداد بازدید: 592
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1397/12/11

مودبانه سخن گفتن یکی از مسائل حساس و اساسی هر فردی می باشد که قصد این را دارد که در نظر دیگران به عنوان یک انسان شایسته و لایق به نظر برسد. اما واقعیت این است که وقتی پای ادب و احترام در سخن گفتن به میان می آید، تازه آغاز یک سری معضلات و مشکلات اساسی است.

 

 برای هر کسی که می خواهد از این روش ها استفاده کند، مادامی که به موضوع ادب در سخن و سخنرانی به صورت مفهومی و درونی نیندیشیده باشد، این امر امکان پذیر نیست. چون معمولا ما تا زمانی که بحث ادب در سخنرانی و سخنوری را اول به لحاظ نگرشی و تفکری در خودمان جا نینداخته باشیم، صرف این که از الفاظ بخواهیم استفاده کنیم، این امر محقق نمی شود.

  

 یکی از عالمان بزرگ علم بلاغت جمله بسیار اساسی و قدرتمندی دارد که من همیشه بسیار از آن استفاده می کنم. می گوید آراستن سخن به صرف لفظ به مانند آراستن خوکی است به زیور آلات گران قدر و گران بها. یعنی چه؟ یعنی اگر کسی قصد داشته باشد که قبل از این که در مورد محتوا بیندیشد و فکر کند و محتوا را زیبا، مودبانه، ممتاز و متمایز کند، صرفا از یک سری کلمه و لفظ و واژه برای نشان دادن ادب در سخنرانی و مودبانه سخن گفتناستفاده کند، مانند این است که خوکی را که یک حیوان نازیبا و زشت است را با استفاده از زیورآلات تزئین کند و بزکش کند.

 

آراستن به معنای ایجاد زیبایی از طریق اضافه کردن و پیراستن به معنای ایجاد زیبایی از طریق کم کردن است. برای آن که ادب در سخن و سخنرانی را رعایت کنید باید این ادب را ابتدا از طریق پیراستن سخن و ایجاد سادگی به وجود بیاورید.

  

 سخنی می تواند مودبانه باشد که ساده باشد. به این معنا که من می خواهم از کسی تشکر و قدردانی کنم، قبل از این که به این موضوع فکر کنم که از چه کلمات و واژگانی استفاده کنم که طرف مقابل متوجه شود که من قدردان او هستم. در ابتدا سعی می کنم نگرش و نگاه و ذهنم را به مسیر و جهتی ببرم که واقعا می خواهم قدردانی و تشکر کنم. قصد دارم به او بفهمانم که مدیون او هستم. می خواهم به او بگویم که واقعا از کار و زحمتی که در حق من و یا از رفتاری که برای من انجام داده است، بسیار سپاسگذارم.

  

پس اول نگرشتان را در بیان ساده کنید. بعد از اصلاح نگرش و ذهنیت، می توانید به تزئین و ترصیع سخن بپردازید. این که من می خواهم نگرشم را ساده کنم، در ابتدا قاعده اش این است که بخواهم احساس قلبی و نه احساس عقلی خود را به زبان بیاورم. معنای این جمله چیست؟ توجه داشته باشید که حس عقل با حس قلب فرق میکند. به طور مثال من دست مادرم را می گیرم و به او می گویم که مادرم، تو تنها کسی بودی که باعث رشد و پیشرفت و رسیدن به موفقیت های مختلف برای من شدی. مادرم تو عزیزترین فرد در دنیا برای من هستی.

  

 به این نکته دقت کنید که من در نگرش مسئله دارم. یعنی در این لحظه سادگی سخن دارد از بین می رود. سادگی سخن دارد جای خودش را به یک سری از کلمات و الفاظی که عملا تصنعی و مصنوعی هستند، می دهد. این الفاظ و کلمات به دلیل نداشتن سادگی و صمیمیت نمی توانند آن چنان که شایسته و بایسته است، تاثیرگذار باشند. یعنی اگر به مادرم بگویم، "مادر من عاشقتم. مادر آن قدر دوستت دارم که حتی وقتی می خواهم بین خودم و تو، یکی را انتخاب کنم، قطعا انتخاب اولم تویی مادرم". این سادگی که خود صمیمیت را هم به دنبال می آورد،  باعث می شود که مادرم این حرفم را خیلی جدی تر در نظر بگیرد.

 حالا اگر می خواهم بدانم که چگونه مودبانه حرف بزنم؟، یعنی گفتار خود را به کلمات و الفاظ و واژگان زیبا تزئین و مرصع و مزین کنم، نیاز دارم که سعی کنم از کلمات و واژگان و الفاظ تازه تر و بدیع تر استفاده کنم. زمانی که می خواهم به مادرم بگویم که چه قدر او را دوست دارم، می توانم بگویم، "واقعا از نظرعقلی و قلبی به این رسیدم که اگر تو نبودی و زحمات تو نبود، من امروز به هیچ کدام از آن خواسته هایم نمی توانستم برسم. تو کاری کردی که من اصلا فهمیدم زندگی یعنی چه و زندگی را دارم با تو فهم می کنم".

  

 یک بار دیگر مراحل انجام کار را مرور می کنیم. اول سادگی کلام و سخن وجود داشت و در مرحله بعد از کلمات تازه استفاده کردم. با چند مثال این موضوع روشن تر می شود. به عنوان مثال به جای "سخن جدی و اثر گذار" چه جمله دیگری می توانیم بگوییم؟ در مقام سخن به جای "سخن جدی و اثر گذار" می توانم بگویم "سخن لطیف و ظریف و دقیق" . به جای این که بگویم فرد صاحب سخن اهل اقتدار در کلام است، می توانم بگویم "فرد صاحب سخن اهل ظرائف و لطائف و دقائق در کلام است". در این مثال ها با استفاده از کلمات تازه تر فرم مودبانه تری به جملات می دهیم. طبیعتا در این موضوع یعنی استفاده از واژگان و الفاظ نو و بدیع و تازه، بسیاری از افراد دچار مشکل هستند، چون از نظر خزانه واژگان دچار تنگنا و مضیقه اند.

 

نکته دیگر در موضوع چگونه مودبانه حرف بزنیم؟، عدم رعایت کاربرد صحیح و درست کلمات است. بسیاری از افراد، واژگان و الفاظی را در سخن وسخنرانی خود به کار می برند که از نظر معنایی و نوع کاربرد، اشتباه و نادرست است.  این افراد معمولا این واژگان و کلمات را از دیگران شنیده اند و بدون بررسی و تفکر و تامل، به همان صورت آن ها را به کار می برند. به طور مثال توفیق و توفیر را به جای هم استفاده می کنند؟ مثلا می گویند این دو کار با هم توفیقی ندارند. واژه درستی که باید در این جمله استفاده شود توفیر است نه توفیق. توفیق یعنی موفقیت پیدا کردن، یعنی وقوف بر چیزی پیدا کردن و توفیر یعنی تفاوت، یعنی تعدد.

بنابراین اگر می خواهیم بدانیم که چگونه مودبانه حرف بزنیم؟، قبل از هر چیزی باید در برخورد با کلمات و الفاظ و واژگان، دقیق باشیم و به صورت ذره بینی روی کلمات کار کنیم و با واژگان و کلمات بازی های بیانی کنیم. اگر از یک فرد سوال، سخن، مطلب و یا کلامی را شنیدیم، آن را با خودمان حلاجی کنیم و با تجربه های زیستی خود مطابقت دهیم و از نظر ذهنی آن را بررسی کنیم تا متوجه مفهوم و نوع کاربرد آن بشویم و بعد حرف بزنیم و سخن بگوییم و سخنرانی کنیم.

  در بحث مودبانه سخن گفتن دو نکته حائز اهمیت است. یکی این که هر وقت خواستید سخنی را شروع کنید، در بیان مودبانه، ابتدا به ساکن، قدری در صدای خود لطافت ایجاد کنید. به خودی خود این مسئله باعث می شود که کلام، مودبانه به نظر برسد. به این صورت که من می خواهم به کسی کلام مودبانه ای را بگویم و حرفی را از روی ادب بزنم. می گویم جناب استاد عزیز من همیشه در کنار شما احساس آرامش دارم. توجه کنید که بیانم را قدری با لطافت ارائه می کنم. چه اتفاقی میافتد؟ همان طور که قبلا گفتم، طرف مقابل احساس قلبی من را و نه حس عقلی من را می شنود.

دومین کاری که که باید انجام داد این است که کمی لبخند بر لب داشته باشید. به طور کلی لبخند بر لب صدای شما و بیان شما را گرم و صمیمی و اثر گذار می کند. تصور فردی که مودبانه حرف می زند و چهره اخمو و ناراحتی دارد کار بسیار دشواری دارد. وقتی تصویر انسانی که مودبانه حرف می زند را در ذهن مجسم می کنیم، اگر دقت کنید مشاهده می کنید که این آدم در حال لبخند زدن است و تبسم به لب دارد.

 

 

مسئله دیگر در مورد مودبانه سخن گفتن، احترام است. اساسا ادب بدون احترام معنایی ندارد. احترام به چه معناست؟ معنای احترام این است که من بین خودم و دیگران فاصله ای را می شناسم، حرمت و حریمی برای دیگران قائل هستم. پس وقتی که از نظر ذهنی این حرمت را قائل هستم، هر کاری را انجام نمی دهم و یا هر چیزی را نمی گویم، در نتیجه، سخن من به دل طرف مقابل می نشیند. پس آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

 نکته ای که در این بین حائز اهمیت است این است که بسیاری از افراد گمان می کنند که هر چه بیشتر وارد حریم شخصی دیگران شوند به این معناست که صمیمیت بیشتری با فرد مورد نظر دارند. در بسیاری از موارد سعی می کنند با صدا کردن اسم کوچک مخفف شده، بیان کلام و سخن خارج از حیطه ادب، تعریف لطیفه های آن چنانی و یا از طُرُقِ دیگر که ورود آن ها به خصوصی ترین حریم های ارتباطی را به دیگران نشان می دهد، صمیمت خود را به رخ بکشند. در حالی که صمیمیت محصول ادب و احترام است و ادب و احترام به معنی رعایت حرمت و حریم شخصی دیگران است. اگر می خواهید که مودب به نظر برسید، به حریم شخصی دیگران احترام بگذارید و هرگز وارد آن نشوید. گمان نکنید که صرفا به دلیل نزدیکی عاطفی با کسی، حتی با مادر، پدر، همسر و ... می توانید و یا اجازه دارید که حریم ارتباطی آن ها را نادیده بگیرید.

 

 

از   0   رای
0

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.